نوروز
- گفتم عید نوروز پایان نامه را به جایی برسونم ... تا روز هشتم کلاً یک صفحه تایپ کرده بودم که اون یک صفحه هم پرید و به رحمت ایزدی پیوست! باشد که رستگار شود
- تو عید همش تو خونه بودم و هیچ کار خاصی نمی کردم یه کمی فیس بوک گردی... یه عالمه سامان بازی -خواهرزاده دوماهه بنده-، خواب مقادیری و در کنار خانواده بودن بیش از همه چسبید. 
- تو عید مجلس دومادی و البته عروسی دو تا از دوستای گلم هم بود که سبب شد تنی چند از دوستان قدیمی رو ببینم... هرچند میدون برا ترکوندن خیلی کوچیک بود و برا حفظ آبروی دوماد جلو قوم و خویشا خیلی ژانگولربازی نشد که بشه 

-امسال متاسفانه تنبلی و لختی نذاشت برنامه جلوس پارسال رو بذارم. ایشالا تابستون جبران کنم
- بنده نهم به دودلند نزول اجلال فرمودم. عید هم خانه ای عزیز هنوز ادامه داره و ولایت به حال و حول مشغول است. امروز سیزدهم فروردین است، از صبح اندر خانه بنشستم و سماغ بچوشم! عصرکی سری به بیرون زدیم دیدیم مگسان هم رفته اند دردر دودور! گفتیم بنشینیم پای پایان نامه عزیز که از خونه ی روبروی صدای زلم زیمبو و بزن و برقص و ..... برای سرما صفر کلوینی وجود دارد آیا برا سوزش ماتحت آدم هم انتهایی هست.... 
- دو تا سوال: یه استاد راهنمایی هست که خیلی به دانشجوهاش فشار میاره. عقیده اش -به گفته خودش- اینه که می خواد دانشجوهاش پوست کروکودیل داشته باشن. ناشد بوده که دانشجوهای دخترش رو به گریه نندازه -به یکی از دانشجوهاش گفته فلانی تو رو هر کاری می کنم گریه ات نمی گیره-. یا میگه اینقدر سنگ به سینه دانشجوم میزنم که طرف ببره- این فرد تو روند پایان نامه بچه ها خیلی کمک نمی کنه چون چیز زیادی بلد نیست یا اگرم بلده نمیگه! انتقاد پذیر هم نیست! اونقدر فشار میاره که دانشجوهاش از درس متنفر میشن. یکی از دانشجوهای میگفت من دو تا دغدغه دارم پایان نامه و فلانی! راه بردن این استاد بیش از پایان نامه انرژی می بره! از نظر علمی هم جایگاهی نداره! به نظر شما این شخص حق چنین کاری داره؟ به نظر شما چیکار باید کرد؟ چرا ما باید اونقدر مغرور باشیم که فکر کنیم فقط کار خودمون درسته و فقط ما می فهمیم و بقیه نافهم؟!؟!؟
نظرات ()